|
روزی پسری از مادرش پرسید : " مادر! مهمترین عضو بدن انسان کجاست؟ " مادر گفت : " حال برای پاسخ دادن به این پرسش زود است! " سال ها گذشت ،پسرک بزرگ شد تا اینکه روز نامزدی پسر رسید،مادر نزد او آمد و گفت : " حال وقت آن است که به آن پرسش تو پاسخ گویم! به نظر تو کدام عضو بدنت مهم تر از همه است ؟ " پسر گفت : " چشم ؟ " مادر گفت : "پس چگونه نابینایان به زندگی ادامه می دهند؟ " پسر گفت : " گوش ؟" مادر گفت : " نشد! نشنیدن در این دنیا ارزش است! " پسر گفت : " دست و پا ؟ " مادر گفت : " معلولین زندگی خوبی دارند." پسر گفت وگفت وگفت،تا قلب و مغز و ... و مادر برای هر کدام دلیلی برای مهم نبودنش آورد ... در انتها مادر گفت : " پسرم! مهمترین قسمت بدن انسان شانه ی اوست !!! شانه ای که هنگام غم سر بر روی آن بگذاری،شانه ای که تکیه گاه آینده ی تو باشد،شانه ی تو نیز سر پناه دیگری است،پس مهمترین قسمت بدن تو ...شانه ی توست
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 14:45 توسط سعید
|
خاطرم آید که شبها با تمام آرزوها
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 18:39 توسط سعید
|
سلام به همه دوستای خوب و مهربون ببخشید که دیر به دیر آپ می کنم آخه خود منم درس دارم ولی از نت جدا نشدم خوب خوبین که؟؟؟ دلم برا همتون یه ذره شده بود کاش میتونستم زود به زود آپ کنم سعی میکنم از این به بعد همین کارو بکنم نمیدونم چی بگم دیگه حرف زدن رو تموم میکنم خوبه؟؟؟
دوستدار همتون : صبا
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 18:34 توسط سعید
|
عید سعید فطر بر عابدان لیله القدر و میهمانان واقعی خدا مبارک و خجسته باد
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 21:44 توسط سعید
|
سلام به همه دوستان خوبی که توی این مدت همراه من بودند و من رو فراموش نکردند می تونید دوستای خوبی واسه هم باشید یانه
+ نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 12:0 توسط سعید
|
|
|